نماز و عترت
 
قرآن و بهداشت رواني.

چكيده

واژه بهداشت و سلامتي به ويژه بهداشت رواني، هميشه انسان را در طول تاريخ به خود مشغول كرده است، تدوين برنامه هاي تربيتي - بهداشتي براي حفظ سلامتي و بهداشت روان نمونه اي از اين اقدام بشري است و در اين ميان دين باوري و آموزه هاي قرآني نقش بسزايي در تأمين بهداشت رواني دارند. در اين مقاله، سلامت روان در قرآن و نشانه هاي آن و نيز رابطه قرآن و معنادرماني و راه هاي درمان افسردگي از ديدگاه قرآن و نقش باوردرماني در بهداشت روان به تفصيل مورد بحث و بررسي قرار گرفته و در نهايت نيز به جلوه هايي از شفابخشي قرآن پرداخته شده است.

كليد واژه ها

بهداشت، بهداشت رواني، معنادرماني، روان درماني افسردگي، شفابخشي قرآن.

مقدمه

واژه ي بهداشت و سلامتي هميشه انسان را در طول تاريخ به خود مشغول كرده است. تدوين برنامه هاي تربيتي - بهداشتي براي حفظ سلامتي و مطالعه، جلوگيري و درمان بيماري ها نمونه اي از اين اقدامات بشري است. بهداشت در يك تقسيم كلي به دونوع بهداشت جسمي و بهداشت رواني تقسيم مي شود ولي آنها همپوشي هاي زيادي با هم دارند و بر يكديگر تأثير مي گذارند.
بهداشت رواني از آن جهت كه رابطه مستقيمي با عملكرد فردي - اجتماعي و سيستم هاي رواني - اجتماعي دارد، از اهميت زيادي برخوردار است و اين اهميت باعث تدوين و اجراي برنامه هاي متعدد بهداشت رواني در ابعاد مختلف مي شود.
برآنيم تا در اين مقاله تأثير آموزه هاي قرآني بر بهداشت و سلامت روان و نيز جنبه هاي مختلف اين تأثير گذاري را بررسي كنيم.

سلامت روان در قرآن

قرآن فردي را سالم و سليم النفس مي داند كه با تكيه بر فطرت توحيدي از ايمان قلبي برخوردار بوده و در رفتار با ايجاد تعادل ميان قواي متضاد دروني و نيز تقابلات بيروني و دروني برخاسته از غرايز و محيط بهترين شيوه را در دستيابي به خوشبختي و قرب الي الله برگزيند. از نظر قرآن كساني كه در عقيده، كفر و در عمل، نفاق را برگزيدند از سلامت رواني برخوردار نبوده و دچار بيماري رواني هستند: «في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا».(بقره: ده)
روان رنجوري تنها در رفتار نيست بلكه در عقيده و ايمان نيز راه مي يابد. ازآنجايي كه تعادل شخصيت يعني تعادل فرد در ايمان به خدا و عمل صالح، پس عدم تعادل در هر يك از آن دو موجب «روان رنجوي» فرد بوده و فرد از سلامت رواني برخوردار نخواهد بود.(مجمع البيان، ج يك، ص چهل وهفت)

نشانه هاي سلامت روان

سلامت روان آن چنان كه پيش از اين گفته شده، تنها سلامت در رفتار نيست بلكه يكي از نشانه هاي سلامتي روان، سلامتي رفتار است. بنابراين كساني كه از توحيد و ايمان درستي برخوردار نيستند همانند كافران و منافاقان حتي مؤمنان ضعيف الايمان، از رنجوري روان برخوردارند. اين رنجوري خود را در مظاهر بيروني و رفتاري و واكنش هاي عملي به خوبي نشان مي دهند. وجود اضطراب، ترس، نگراني، وسوسه و افسردگي، همه نشانه اي از روان رنجوري فرد دارد (بهداشت روان، ص سي ودو) اين نشانه ها خود را در دو صورت فردي و اجتماعي بازتاب مي دهد. ما در اينجا به برخي از نشانه هاي سلامت رواني از منظر قرآن اشاره مي كنيم تا افزون بر يافتن نشانه هاي منفي به نشانه هاي اثباتي سلامت رواني در برابر رنجوري آن اشاره داشته باشيم.

الف. آرامش روحي

آرامش زماني در انسان پديد مي آيد كه به واجب ديني، نفسي و اجتماعي خود عمل كرده باشد در صورتي كه انسان هر يك از اين موارد را ناديده گيرد دچار بيماري هاي روحي گشته و روان رنجور مي گردد. اعراض از ياد خدا و دستورهاي او يا عدم ايمان به خدا مي تواند فرد را دچار بيماري نمايد و سلامت رواني اش را در معرض خطر قرار دهد، چنان كه ياد خدا موجب آرامش دلها و آرامش روحي مي گردد.
«الا بذكر الله تطمئن القلوب»(رعد: بيست و هشت): همانا با ذكر خدا دل ها آرام مي گيرند.
واما منظور از ذكر الله چيست؟ چگونه دل انسان با ياد الله آرام مي گيرد؟ اگر شخصيت انسان شبيه به يك كوه يخ باشد و ضمير ناخودآگاه آدمي، نه دهم كه يخ مستور و مخفي در آب، اگر ضمير ناخودآگاه بر وجود آدمي سيطره داشته باشد و تعيين كننده و كارگردان پشت صحنه باشد، اگر انواع اختلالات رفتاري و بيماري هاي روحي و رواني تجلي تيره شدن روابط خودآگاه و ناخودآگاه تلقي گردد و اولين گام در تخفيف اين بيماري ها انتقال موضوعات و مسائل درون ناخودآگاه به سطح آگاه بيمار باشد، معنا و اهميت ذكر معلوم و روشن مي گردد. ذكر الله به طور خاص يعني با خبر ساختن، خبر گرفتن و توجه كردن ارادي و معتمدانه ذهن هشيار از آن چيزي كه در ناخودآگاه آدمي وجود دارد. (اصول كلي بهداشت روان در اسلام، ص پنجاه و سه)
ذكر يعني اعتراف به حضور او، به محض اينكه الله حاضر در ناخودآگاه آدمي، اما غايب از سطح آگاه ذهن به ياد آورده مي شود، ناگهان ابهامات از بين مي رود، يك احساس شعف، آرامش طمأنينه، احساس معنادار بودن زندگي شخص و كل هستي، يك احساس تعالي به انسان دست مي دهد و قلب متلاطم، ناآرام و مضطرب، آرام مي گيرد(انوار درخاشن ج نه، ص دويست و بيست) و همراهي و پذيرش ولايت الله، ترس، خوف، غم و اندوه را از دل ها مي زدايد. (تفسير نمونه، ج هشت، ص سيصد و سي وسه)
«الا ان اوليا الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون، الذين امنوا و كانوا يتقون، لهم البشري في الحياه الدنيا و في الاخره لا تبديل لكلمات الله ذلك هو الفوز العظيم».(يونس: شصت و دو تا شصت و چهار).
و ذكر، او را به آينده اميدوار ميسازد؛ چون ترس از آينده همواره هر گونه آرامش و آسايش را از انسان سلب مي نمايد. وقتي انسان همواره از آينده مبهم و نامعلومي در رنج باشد، آسايش و آرامش كنوني بر او سخت و دشوار مي گردد و از وي سلب مي شود در حالي كه ايمان به آينده او را اميدوار و توانايي بهره گيري از لذت هاي حال را در او افزايش مي دهد (الميزان، ج هفده: ص 415).
«ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التي كنتم توعدون». (فصلت: سي)
آرامش روحي در سه چيز نمودار مي شود:
1. توانايي در برخورد با بحران ها، و اين به توانايي فرد در استواري و بردرباري و مقاومت در برابر رنج ها، مصيبت ها، سختي ها و شكست هاي گوناگون بر مي گردد، بدون آنكه تعادل رواني، سلامت روحي خود را از دست دهد. اين حالت جز با اين باور تحقق نخواهد يافت كه هر چه انسان بدان دچار مي شود به قضاي الهي و از باب آزمايش و ابتلاي او است، و اين كه تنها او قادر به دفع شر و ضرر است و بايد به خداوند اتكا نمايد، چه بسا آن شر و مصيبت دريچه اي به سوي خير و سعادت ابدي او باشد (تفسير منهج الصادقين، ج يك، ص چهار صد و نود)
«و عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم والله يعلم و انتم لا تعلمون» (بقره: دويست و شانزده)
2. توانايي بر شكيبايي و تحمل سختي ها، زيرا صبر و شكيبايي در برابر سختي ها نشان دهنده ي سلامت رواني است. انسان صابر به اين درجه از كمال دست يافته است كه همه اين سختي ها براي رهايي و آزادسازي توانايي هاي بالقوه اي است كه در او نهاده شده است، و اين توان و قدرت نهان جز به هنگام بروز شدايد و سختي ها آشكار نمي شود. پس سختي ها را ابزاري براي خروج توانمندي ها از قوه به فعليت مي بيند و با اين شيوه توان و تعقل و خردش فزوني يافته و استعدادهاي نهفته اش آشكار مي شود.
«ولنبلونكم ء من الخوف و ا لجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين»(بقره: صد و پنجاه و پنج)
در حقيقت صبر و شكيبايي در برابر شدايد و سختي ها نشان دهنده ي سلامتي ايمان و تعادل شخصيتي اوست كه با به كارگيري از توان و قدرت نهفته مي تواند راه كاري مناسب براي برون رفت از آنها يافته است و عمل صالح و درستكاري نيم ديگر از ايمان خويش را آشكار مي سازد، زيرا ايمان كامل در سلامت عقيده و عمل صالح است كه صبر و شكيبايي بخش نخست يعني سلامت عقيده و نيز عمل صالح و درست در حل مشكل، نشان دهنده ي كمال ايمان اوست.
3. توانايي و درك درست آينده و خوش بيني به آن، زيرا كسي كه از سلامت روان برخوردار است به آينده اميدوار است و هدف از زندگي را تلاش براي درك محبوب و لقاء الله مي بيند، از اين رو سختي ها را ابزاري براي رسيدن به آينده اي روشن مي يابد كه:
«ان مع العسر يسرا» (انشراح: شش): با هر رنجي آساني است.

ب. خودكفايي و استقلال در فعاليت ها و بهره گيري از نتايج

يكي ديگر از نشانه هاي اثبات سلامت روح و روان آدمي، خودكفايي و استقلال در كارها و بهره گيري از نتايج درست آن است، به اين معنا كه بر پايه ي آنچه توانايي هاي فرد و امكانات و مهارت هايش اجازده مي دهد در كار خويش استقلال را حفظ نمايد. از راه كار و استقلال در عمل فرد مي تواند به اهداف حياتي خويش دست يابد.
«لياكلوا من ثمره و ما عملته ايديهم افلا يشكرون». (يس: سي و پنج)

ج. خوشنودي از خود و ديگران

يكي ديگر از نشانه هاي سلامت روان آن است كه انسان از خود، استعداد، امكانات و توانايي هاي خداداديش خرسند و خوشنود بادشد و شكر و سپاس آن را به جاي آورد. سپاس و خرسندي از اين نعمت ها بهره گيري درست و كامل از آنهاست. كسي كه از خود و نعمت هايش خرسند و خوشنود نباشد همواره در آرزوي چيزي خواهد بود كه گاه برون از توان اوست، از اين رو دچار حسد، افسردگي و مانند آن مي گردد. كسي كه از خود و نعمت هاي خود خشنود و خرسند است نه تنها سپاس گزار آن مي شود بلكه اعتماد و عزت نفس در او افزايش مي يابد كه اين مسائل موجب آرامش وي مي شود. اعتماد و عزت نفس موجب مي شود كه همكاري و تعامل باديگران نيز در او شدت يافته و از ديگران بيش از آنچه كه هستند متوقع نباشد.

د. توانايي بر كنترل نفس

كسي كه از تعادل رواني و سلامت روحي برخوردار است، مي تواند بر كشش ها و گرايش هاي شهواني كنترل داشته باشد و آن ها را در جهت اهداف عالي خود به كار گيرد. نه تنها غرايز خويش را سركوب نمي كند بلكه با كنترل و هدايت آنها به بهترين شيوه، آن قوا و غرايز را به خدمت خود در مي آورد و غرايز نفساني را نعمت هاي دنيايي براي تكامل رشد خود مي يابد. (تفسير راهنما، ج دو، ص سي و چهل و نه)
«زين اللناس حب الشهوات من النساء البنين و القناطير المقنطره من الذهب و الفضه و الخيل المسومه و الانعام و الحرث ذلك متاع الحياه الدنيا و الله عنده حسن الماب».(آل عمران: چهارده)

هــ. توانايي بر پذيرش مسؤوليت

توانايي براي پذيرش مسؤوليت ها يكي از مهمترين نشانه هاي سلامت رواني فرد از ديدگاه قرآن است.
«فوربك لنسالنهم اجمعين، عما كانوا يعملون» (حجر: 92 و 93)؛
«ولو شاء الله لجعلكم امه واحده واحده ولكن يضل من يشاء و يهدي من يشاء ولتسالن عما كنتم تعملون»(نحل: نود و سه)
پس هر فردي كه مسؤوليت انديشه، عقيده، رفتار و گفتارش را بپذيرد، داراي سلامت رفتار است.

و. توانايي بر فداكاري و ايثار

از آنجايي كه انسان متعادل در ايمان و عمل از سلامت رواني برخوردار است و به اصل توحيد در همه ي امور اعتقاد دارد و به آن پايبند مي باشد، در مقام عمل اين توان و قدرت را داشته باشد تا با بذل و بخشش به ديگران كمك نمايد و نيز از جان و مال خود براي تكامل فردي و اجتماعي جامعه ايماني اش بكوشد و در اين راه جانفشاني نمايد.(مجمع البيان، ج يك، ص سيصد و ده)
«ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه»(توبه: صد و يازده)
«يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير الكم ان كنتم تعلمون». (صف: ده و يازده)

ز. توانايي بر ايجاد ارتباط درست با ديگران

كسي كه از سلامت روان برخوردار است به راحتي و آساني مي تواند با ديگران ارتباط برقرار نمايد و در رفع نيازهاي خود و ديگران با آنان همكاري كند.
«وتعاونوا علي البر و التقوي ولا تعاونوا علي الاثم و العدوان و اتقوا الله ان الله شديد العقاب».(مائده: دو)
زيرا انسان همواره نيازمند به ديگران است. اين ارتباط و تعامل و همكاري بايد بر پايه دوستي و اعتماد باشد.(الميزان، ج پنج، ص صد و هفتاد و دو)
«انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون». (حجرات: ده)

ح. گزينش اهداف واقعي

يكي از شرايط سلامت رواني آن است كه فرد بتواند هدف واقعي و حقيقي را تشخيص داده و انتخاب نمايد و در انتخاب هدف دچار گمراهي نگردد، از اين رو هدف هاي زودگذر را اصل قرار نمي دهد.
«انما الحياه الدنيا لعب و لهو». (محمد: سي و شش) (الميزان، ج هجده، ص دويست و هفتاد)

ط. احساس خوشبختي و سعادت

يكي از نشانه هاي بارز و صحت و سلامت روان آن است كه فرد احساس خوشبختني و سعادت نمايد.

قرآن و معنا درماني

قرآن كريم، نسخه هايي شفابخش براي درمان دردها و رنج هاي ما دارد. قرآن تلقي و باور سطحي آدميان از امور را دگرگون مي سازد و به طوري كه آنان به سهولت قادر بر تغيير «رفتارها و اعمال» «تصميم ها و اقدام ها» و «درمان رنج هاي » خود شوند، در قرآن كريم چنين مي خوانيم:
«قد جاءكم بصائر من ربكم فمن ابصر فلنفسه و من عمي فعليها...» (انعام: صد وچهار): به راستي بينش هايي از نزد پروردگارتان برايتان آمده است. پس هر كه در پرتو آن بينا شود، به سود خود چنين كرده، و هر كه كوري ورزد، به زيان خود.
از اين آيه پيداست كه قرآن در پي تغيير و تقويت بصيرت آدميان است. بصيرت، باور و بينش عميقي است كه اگر آدمي بدان دست يابد، معنا و مفهومي براي زندگي خود يافته است، معنايي كه او را در مواجهه با رنج ها و سختي ها مقاوم مي سازد، افق ديد او را وسيع تر و نگاه او را به زندگي و جهان هستي، نافذتر مي نمايد. (الميزان، ج هفت، ص سيصد و نوزده)

شيوه هاي معنابخشي قرآن

قرآن كريم از انسان مي خواهد كه براي معنا بخشيدن به زندگي اش بينش خود را در اين موارد تصحيح و تقويت كند:
1. جهان هستي؛ 2. دنيا؛ 3. حقيقت انسان؛ 4. تاريخ انسان؛ 5. مرگ و زندگي پس از آن.

1. جهان هستي

جهان هستي به مجموعه ي آفريده هاي خداوند اطلاق مي شود كه خواه قابل رؤيت باشد، خواه قابل رؤيت نباشد كه از آن تعبير به «غيب و شهود» مي شود.
قرآن كريم مي �
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ دى ۱۳۴۸ ] [ ۰۳:۰۰:۴۲ ] [ MMR ] [ نظرات (0) ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
.: Weblog Themes By jahanblog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 12
دیروز : 0
افراد آنلاین : 2
همه : 625
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب